الشيخ حسين المظاهري

45

معارف اسلام در سوره يس (فارسى)

در عصر حضرت قائم ( ع ) نه به نبى تشريعى احتياجى هست و نه نبى تبليغى لازم داريم . نبى تشريعى نياز نداريم به دليل « على صراط مستقيم » دين اسلام دين فطرت است . كمبود ندارد كه با يك ملت بسازد و با ديگرى نسازد و از بين رفتنى هم نيست ، تا روز قيامت باقى خواهد ماند ، زيرا پروردگار عالم در قرآن تضمين كرده است كه از بين رفتنى نيست . « لايَأتية الباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْة وَ لا مِنْ خَلْفِة » « 1 » خط بطلان بر قرآن كشيده نمىشود ، نه در زمان پيامبر و نه تا روز قيامت . خوب ، حالا يك پيامبر بيايد و چه چيز بياورد ؟ هر چه بياورد لغو است ، زيرا اسلام آنچه آورده است براى همه است و با همه سازگار است . وَ ما ارْسَلْناكَ إلّا كافَّةً لِلنّاسِ بَشيراً و نَذيراً « 2 » تو را به پيامبرى فرستاديم براى هر مكان ، براى هر زمان ، براى هر كس ، متمدن يا غيرمتمدن ، زن يا مرد ، جاهل يا عالم ، باسواد يا بىسواد . اين « ما ارْسَلناكَ الّا كافَّةً لِلنّاسِ » و امثال اينها تعبد نيست . يعنى ، اى انسان به فطرت خويش نگاه كن ، درك مى : نى كه اين پيامبر براى همه است و اين قانون دائمى است و نيز درك مىكنى كه بعد از اين ديگر قانونى نمىآيد ، براى اينكه اگر قانون بيايد چه چيزى خواهد آورد ؟ آنچه مىخواهد بياورد ، اسلام آورده است . زيرا دينش مطابق با فطرت است . پس ديگر آمدن نبى تشريعى و تبليغى لغو است . چرا نبى تبليغى آمدنش لغو است ، زيرا اسلام براى آن فكر كرده است ، پيامبر براى آن فكر كرده است و همانطور كه از قرآن و روايات استفاده مىشود پيامبر ( ص ) دوازده نفر را به نام مبين قرآن تعيين كرده و اينها به جاى نبى تبليغى هستند كه ما اسمشان را « امام » مىگذاريم و كارشان بيان قرآن‌كريم است . « أنّي تاركٌ فيكُمُ الثَّقِلَيَن كِتابِ الله وَ عِتْرَتي لَنْ يَفْتَرِقا حَتّي يَردا

--> ( 1 ) - سوره فصلت ، آيه 42 . و هرگز از پيش و پس ( آينده و گذشته ) اين كتاب حق ، باطل نشود ( تا قيامت حكمش باقى است ) ( 2 ) - سوره سباء آيه 28 ، ما ترا جز براى اينكه عموم بشر را ( به رحمت خدا ) بشارت دهى و ( از عذابش ) بترسانى نفرستاديم .